أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
52
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
معاذ اللّه اگر اين جماعت اهل شهرى را به اشاعت تيغ غزو براعت اطاعت فرمايند ، يوما فيوما ابواب فتوحات بلاد و امصار ديگر بر روى آرزو بگشايند . و چون پرتو اين خبر بر پيشگاه خاطر سلطان يعقوب گذر كرد ، اين حكايت او را معقول افتاد و لب فرمان فرما به جمعيّت لشكرى كواكب انتما بگشاد . بنابرآن فوجى عظيم و خيلى بر جادهء بهادرى مقيم و مستقيم از سوار و پياده آن سفر را مهيّا و آماده گرديدند و بساط اقامت را [ 65 ] به عزم قتال و جدال درنورديدند . رياست آن لشكر و حراست اهل آن سفر را به عهدهء سليمان بيك كرد و بر خلاف كلام واجب ملك علام حيث قال : « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ » « 1 » آن زمرهء ضلال و فرقهء نكال را بر مقاتلهء آل نبى و مخالفت احكام آن رسول واجب الامتثال در ربقهء و بال آورد . سليمان بىسامان بر مقتضاى اوان و زمان دامان سعى بر ميان زده حشر حشرات اثر را همراه داشته عازم جانب شيروان گشت . و چون عساكر غزامآثر حيدرى از راه شكى « 2 » كه شمال رويه مملكت شيروان است به آن بلاد درآمده قطع مراحل و طىّ منازل مىنمودند ، بعضى از مردم آن مملكت به ظاهر نيكانديش و بعضى به اطاعت و فرمانبردارى پيش مىآمدند تا آنكه لشكر به حدود تيمور قابى « 3 » كه از بلاد معمورهء آن مملكت است ، افتاد . و آن بلده محفوظهاى است متين و حصنى « 4 » از متانت اركان به غايت حصين كه مردم آنجا رسم تمرّد و شيوهء عناد پيش گرفته داد مخالفت داده طريقهء اطاعت و قاعدهء انقياد را يك سو نهادند . طويّت عالى رويّت و غيرت متعالى حميّت « 5 » به محاصرهء آن حصار فلك آثار فرمان داد . بنابرآن غازيان آنجا را نگينوار در ميان گرفته به قلع آن قلعهء نامدار « 6 » مشغول گشتند . نقبچيان فرهاد اتّصاف
--> ( 1 ) . انفال ( 8 ) آيهء 65 . « اى پيامبر ، مؤمنان را به جنگ برانگيز » . ( 2 ) . شكى : شهرى است در مشرق ماوراء قفقاز . اين شهر براساس پيمان 1228 ه . ق . از ايران جدا و به روسيّهء تزارى واگذار شد . امروزه داخل خاك جمهورى آذربايجان است . ( 3 ) . گلستان ارم ، ص 79 : « تيمور قويى » . در اين ديار پشتهاى است كه به آخساق تيمور بيك اورى يعنى پشتهء تيمور لنگ اشتهار دارد . اين پشته از حوالى دربند آغاز شده در محال تراكمه به شكل تلال به صحراى اوتمش مىرسد و از آنجا سدمانند از زير بويناق و تارخو به تيمور قويى و بعد از گذشتن از رود سولاق تا بحر سياه امتداد مىيابد » . ( 4 ) . م : حصينى ( 5 ) . و : جمعيّت ( 6 ) . و : پايدار .